أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
215
قانون ( فارسى )
مزاج : در چهارم گرم و خشك است . خاصيت : زداينده ، پاككننده ، پوستكن است و بسيار تند است . آرايش : هر نوع از مازريون را كه با گوگرد مخلوط كنند و بر پوست مالند علاج بهك و ككمك و لكههاى سفيد پوست است . زخم و قرحه : همه انواع مازريون كه با عسل بياميزند قوباء و قرحهء پليد را دواست . از گوهر گدازنده و خورندهاى كه دارد ؟ كبرهء زخم را بركند و گرى را مىخشكاند . سر : آبپز مازريون و بخصوص آبپز نوع سياهرنگ آن را در دهان گردانند درد دندان تسكين يابد . مازريون را با فلفل و موم عجين كنند و تكهاى از آن بر دندان دردمند چسبانند سود بينند . اندامان غذا : مازريون براى كبد بسيار بد است . اندامان دفعى : مازريون و بويژه آنچه از گياه سبزش كه در وقت گل دادن است مىگيرند ، مادهء آبكى را بيرون دهد . و اگر بخواهند از تندمزاجيش بكاهند در سركه مىخيسانند و بعدا خشك مىكنند . مقدار تناولى مازريون بدستور زير است : از مازريون خيس شده شش درخمى در يك رطل و نيم آب بجوشانند تا يكچهارم بماند و بخورند ؟ اگر مقدار يك ( اكسوثافن ) بخورند كرمهاى دراز و كرم كدو را از بين مىبرد . و اگر در اين شربت پونهء كوهى هم باشد چه بهتر . شربتى ديگر : به وزن بيست و دو درهم مازريون را در دو سبو شراب - هر شرابى - ريزند و مدت دو ماه بماند و آنگاه بپالايند و پالائيده را نيز دو ماه نگه دارند خوردنش براى علاج استسقا و پاك نمودن خون زن تازهزاييده داروى خوبى است . آبپز مازريون عسر بول را علاج مىنمايد . بعضى گفتهاند : مازريون و بويژه اگر با دو برابرش خاراگوش مخلوط شود ، مادهء سودايى و بلغم را خارج سازد . بعضى از اطباء وزن يك مثقال مازريون را با دو مثقال خاراگوش در عسل پخته عجين سازند و از آن شياف درست مىكنند و به منظور اسهال دادن به كار مىبرند . بايد مازريون را كه به منظور اسهال زرداب به كار مىبرند مسهلهاى ضد زرداب را به آن اضافه كنند . و اگر مقصود بيرون دادن مواد سودايى باشد باز بايد داروهاى ضد مواد سودايى همراه داشته باشد . زهرها : مازريون را همراه شراب نوشند پادزهر حشرات است . مازريون سياه را كه سم قاتل است اگر با قاوت مخلوط كنند و بوسيلهء آب و روغن زيتون عجين كنند ؟ موش و سگ و خوك را مىكشد . اگر وزن دو درهم از آن به آدمى داده شود ، از افسردگى و استفراغ و اسهال زياد مىميرد . مرو : هنديان گويند : مرو چندين نوع است : يكى خوشبوى و گرمتر و خشكتر از ساير انواع است و همان ( مرماخور ) است . نوع دوم كمبوىتر از اولى است . و آن را ( سموسا ) گويند و گرم و نرم است . سومى را مرو سفيد مىنامند كه معتدلمزاج و شادىآور است . به گمان من اين سومى همان گاو زبان مشهور است . نوعى ديگر هست كه آن را مروماهوس گويند كه مزاج گرم و خشك دارد و لطافتبخش است . ديگر گونهاى از مرو را « ميشبهار » خوانند و كسى كه اين را گفته مىگويد مزاجش سرد است . مزاج : تا در دوم است گرم و خشك و بعد از آن اختلاف روى دهد . خاصيت : همه نوعهاى مرو بادشكن ، نرمىبخش ، باد و بلغم را تحليل مىبرند ، راهبندانهاى سرد را در هر جاى باشد باز مىكنند . سر : با شير در گوش چكانند درد تسكين يابد . انواع مرو كه ميشبهار هم از آنها است سردرد سرد و گرم